شمس الدين حافظ
469
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
385 - « بازار خرابات » خيز تا خرقهء صوفى به خرابات بريم * شَطْح و طامات به بازار خرافات بريم سوىِ رندانِ قلندر ، به رهآوردِ سفر * دلقِ بسطامى و سجّادهء طامات بريم تا همه خلوتيان جامِ صبوحى گيرند * چنگ صبحى به دَرِ پيرِ مناجات بريم با تو آن عهد كه در وادىِ ايمن بستيم * همچو موسى ارِنى گوى به ميقات بريم كُوسِ ناموسِ تو از كنگرهء عرش زنيم * عَلَمِ عشقِ تو بر بامِ سماوات بريم خاكِ كوى تو به صحراى قيامت فردا * همه بر فرقِ سر از بهرِ مباهات بريم ور نهد در رهِ ما خارِ ملامت زاهد * از گلستانْش به زندانِ مكافات بريم شرممان باد ز پشمينهء آلودهء خويش * گر بدين فضل و كرم نام كرامات بريم قدرِ وقت ار نشناسد دل و كارى نكند * بس خجالت كه ازين حاصلِ اوقات بريم فتنه مىبارد ازين سقفِ مُقَرنس برخيز * تا به ميخانه پناه از همه آفات بريم در بيابانِ هوا گم شدن آخر تا چند ؟ * ره بپرسيم مگر پى به مهمّات بريم حافظ ! آبِ رخِ خود بر درِ هر سفله مريز * حاجت آن بِهْ كه بَرِ قاضىِ حاجات بريم * توضيحات : شطح ( از رسوم درويشى ، سخنانى در حالت وجد صوفيانه مانند انا الحق منصور حلاج را گويند ) طامات ( لاف و ادعاى كرامات صوفيانه ) خرافات ( جمع خرافه - برگرفته از نام شخصى از قبيله عذره يمن كه او را جن مىگرفت و در حالت جنگرفتگى سخنانى مىگفت ) بازار خرافات ( ياوهگويى ) رهآورد ( هديه - ارمغان ) دلق بسطامى ( خرقه منسوب به بايزيد بسطامى عارف بزرگ ) سجاده طامات ( جا نماز كشف و كرامات ) بريم ( بفرستيم - بياوريم ) جام صبوحى ( شراب بامدادى ) پير مناجات ( مرشد كامل ) وادى ايمن ( بيابانى كه حضرت موسى ندا شنيد ) ارنىگوى ( ارنىگويان - صفت فاعلى ) ارنى ( سه جزء است ، فعل امر ، ارائه + معنى $ 000 $ ن وقايه + معنى $ 000 $ ى ضمير متكلم مفعولى برگرفته از آيهء كريمه 143 سوره اعراف ) ميقات ( وعدهگاه ) كوس ناموس ( طبل عظمت ) كنگره عرش ( تختگاه آسمان ) بام سماوات ( بام آسمان ) مباهات ( فخر ) ملامت ( سرزنش ) زندان مكافات ( حبسگاه كيفر ) كرامات ( كار خارقالعاده صوفيان ) كارى نكند ( خدمتى شايسته انجام ندهد ) مقرنس ( بناى نردبان شكل ، آراسته و بلند ، فلك ) بيابان هوى ( هواى نفس ) مهمات ( كارهاى مهم ) سفله ( پست ) قاضى حاجات ( خداوند ) معنى بيت ( 1 ) ( برخيز تا اين خرقهء صوفيانه را كه به تن داريم به ميخانه ببريم و رهن شراب بگذاريم و لباس رياى كشف و كرامات را به بازار ياوهگويى كه خريدارى ندارد ، ببريم ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 2 و 3 و 4 و 5 فرمايد : ( دلق پشمينه و جا نماز كشف و كرامات را براى رندان قلندر ارمغان ببريم ) ( براى اينكه همهء خلوتيان جام صبوحى گيرند و باده نوش شوند چنگ صبحگاهى را به در پير خرابات ببريم ) ( در وادى ايمن آن عهدى كه با تو بستم مانند حضرت موسى ارنىگويان آن را به وعدهگاه مىبرم ) ( طبل عظمت تو را از تختگاه آسمان بكوبيم و درفش عشق تو را بر بام آسمان ببريم ) خود تفسير اين بيت را بفرماييد . 2 - اقدامات و فعاليتهاى جديد شما به زودى ثمره خود را خواهد داد ، پيشرفت قابل ملاحظهاى در زندگيتان به وجود مىآيد . پس توكل بر خداوند داشته باشيد و نذر خود را ادا كنيد و به يكى از مشاهد متبركه برويد و دعا كنيد . 3 - زندگى نسبتا خوبى داريد ، بايد مواظب حسودان و دوستان ناباب باشيد ، مبادا آن را با عوامل ديگر خراب كنيد و بهم زنيد . 4 - آيندهاى درخشان خواهيد داشت با همسرى مهربان و 3 فرزند كه دومى از آنها بهتر خواهد بود . 5 - نگران مسافر نباشيد ، اوضاع او خوبست ، بيمار شفا مىيابد ، به زودى معاملهاى سودمند و مقامى مهم در انتظار خانواده شماست ، سعى كنيد راز دل را با كسى در ميان مگذاريد و از صدقه دادن كوتاهى نكنيد . 6 - در 7 شب آينده خوابى خواهيد ديد كه با يك فرمانده يا امپراتور بزرگ صحبت مىكنيد و خود نيز فردى بزرگ يا فرمانده شدهايد ، نشانهء آنست كه قدرت و بزرگى در انتظار شماست و حتما در آينده شخص مهمى خواهيد شد .